توضیحات
مرگ یزدگرد یکی از جریانسازترین و ستودهترین آثار بهرام بیضایی در عرصهٔ نمایشنامهنویسی ایران است. این اثر که در سال ۱۳۵۸ نوشته شده، با ساختاری دراماتیک و روایتی چندلایه، یکی از حساسترین نقاط عطف تاریخ ایران، یعنی فروپاشی امپراتوری ساسانی با کشته شدن یزدگرد سوم را مورد بازکاوی قرار میدهد.
داستان از پناه آوردن شاهِ فراری به آسیاببانی دورافتاده در نزدیکی مرو آغاز میشود. پس از پیدا شدن جسد یزدگرد، آسیابان، زنِ آسیابان و دخترشان به اتهام قتل شاه دستگیر و محاکمه میشوند. بیضایی در این متن، از ساختاری شبیه به سبک «راشومون» بهره میبرد؛ هر یک از متهمان روایتی متفاوت و متناقض از چگونگی مرگ شاه ارائه میدهند. در این میان، نه تنها حقیقتِ مرگ یزدگرد، بلکه مفهوم «حقیقت» در سایهٔ روایتهای تاریخنگاران و صاحبان قدرت به چالش کشیده میشود.
این نمایشنامه تقابل آشکار میانِ حاکمیتِ در حال زوال و مردمِ فرودست است. در دیالوگهای بیضایی، این تقابل نه در یک مبارزهٔ فیزیکی، بلکه در جدالِ کلامی و فکری نمود مییابد. مرگ یزدگرد با زبانی استوار، شاعرانه و در عین حال کوبنده، به نقدِ تاریخنگاریِ رسمی و جایگاهِ روایت در ساختنِ حافظهٔ تاریخی میپردازد.
از منظرِ دراماتیک، این اثر یکی از پیچیدهترین و غنیترین متنهای ادبیات نمایشی فارسی است که به دلیل عمقِ محتوایی، درکِ عمیق از روانشناسیِ قدرت و ساختارِ رواییِ منحصربهفرد، جایگاهی یگانه دارد. مطالعهٔ این کتاب برای علاقهمندان به ادبیات نمایشی، تاریخ، فلسفهٔ تاریخ و سینمای بیضایی (بهویژه فیلمِ اقتباسیِ خودِ او) تجربهای تأملبرانگیز و ضروری است.
